صراط زنجان

تبیین ماهیت گفتمان انقلاب اسلامی و نقد خرده گفتمان های غیر انقلابی

صراط زنجان

تبیین ماهیت گفتمان انقلاب اسلامی و نقد خرده گفتمان های غیر انقلابی

۲۴ مطلب با موضوع «گفتمان» ثبت شده است

وظیفه طلاب در ایام انتخابات چیست؟
🔸 تمام پاسخ ها مربوط به دیدار امام با طلاب است.

⏳ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۴۴ ثانیه

🔴ببینید👇👇👇

صراط زنجان


▪️مقام معظم رهبری(مدظله)؛
⛔️سکولاریسم به‌معنای بی‌دینی نیست، سکولاریسم به‌معنای این است که دین در غیر عمل شخصی، هیچ بُروزوظهوری نداشته باشد.

🔹️نظام اجتماعی کاری به دین ندارد. بله، هرکسی در داخل نظام اجتماعیِ متنوّعِ غربی و شرقی و امثال اینها خودش برای خودش، در دل خودش، در عمل خودش یک ارتباطی با خدا داشته باشد؛ سکولاریسم یعنی این.

⛔️این همان چیزی است که دشمنان میخواهند؛ دشمنان همین را میخواهند. آن دینی که با آن مخالفند، آن ایمانی که با آن میجنگند، آن ایمانی است که به ایجاد نظام اسلامی می‌انجامد و اسلام را قدرتمند میکند؛ با آن مخالفند.

صراط زنجان


🔹بعثت به معنی برانگیختگی پیغمبر است. این برانگیختگی با ارسال کتاب الهی و دستور حکمرانی الهی به پیغمبر  همراه است و مفاد این حکمرانی را پیغمبر خدا اعمال میکند و اجرا میکند و راهبری میکند...

🔹 دین با این نگاه گسترده وقتی که نگاه میکنیم عبارت است از مدیر مجموعه زندگی انسان. یعنی دین یک برنامه جامع است، نه برنامه‌های صرفا عبادی و فردی انسان که بعضی خیال میکنند دین فقط متکفل برنامه‌های فردی است و مسائل گوناگون اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و غیره از حوزه دین خارج است.

صراط زنجان



«نیازمند دولت مقتدر هستیم که در برابر دخالت ها بایستد.»

این جمله را علی مطهری نماینده ادوار مجلس چند روز قبل از اعلام کاندیداتوری اش برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ مطرح کرد.

علی مطهری، یکی از حامیان سرسخت دولت تدبیر و امید در انتخابات 96 بود که در بیانیه اش در حمایت از روحانی، سنگ تمام گذاشته و در پاسخ به سوال « چرا به روحانی رای می دهم؟ » به چند نکته ای که حاکی از دیپلماسی روی آب اوست اشاره کرد.

از پیشگویی های به وقوع ناپیوسته وی در آن بیانیه این عبارت بود: «با توجه به توافق‌نامه برجام و تحولات منطقه خاورمیانه و ظهور هیأت‌ حاکمه جدید در آمریکا با افکار و اهداف متفاوت، ادامه ریاست جمهوری آقای روحانی به صلاح کشور است.»

وی مهم ترین انگیزه انتخابش را ضمان شرعی اش دانسته و اذعان داشته بود: سپردن امور اجرایی کشور به کسانی که حتی یک روز تجربه وزارت یا نمایندگی مجلس را ندارند یک ریسک است و ضمان شرعی دارد.

با این حال در طی چند روز گذشته دوباره رگ احساس مسئولیت این جناب، ورم کرده و در مصاحبه اخیرش، تمام کاندیداهای احتمالی را فاقد صلاحیت تصدی منصب ریاست جمهوری دانست. ظاهرا اینبار ویژگی های نماینده اصلح را درخود مشاهده کرده است. خدا به خیر کند.

گفتگو با علی مطهری، را در ادامه بخوانید؛

آقای مطهری شما از برنامه آقای لاریجانی برای انتخابات خبر دارید؟ آقای جواد لاریجانی گفته بودند آقای علی لاریجانی هم در گزینه‌های انتخاباتی هستند.

در مصاحبه با شما گفته بودند؟

خیر، ایشان فقط با فارس و تسنیم مصاحبه می‌کنند.

بله؛ ایشان جزو همان افرادی است که اختناق را نهادینه می‌کند (خنده).

بین برادرها آقای علی لاریجانی است که از همه روشنفکرتر است

بله، شاید آن هم به دلیل نزدیکی به خانواده ما باشد (خنده). البته ایشان ذاتاً معتدل‌تر و عاقلتر است. درباره حضور ایشان در انتخابات، من نمی‌دانم و از ایشان هم نپرسیده‌ام چون اگر می‌پرسیدم شاید در محظور قرار می‌گرفتند.  اگر هم قرار باشد بیاید نمی‌گوید؛ اگر هم به من بگوید باز من به شما نمی‌گویم!

فکر می‌کنید اگر وارد انتخابات شوند فضا آنقدر به سود او هست که بتواند رئیس جمهور شود؟

پایگاه رأی او را نمی‌دانم. سوابق اجرایی و تجربه و ذکاوت لازم را دارد اما به لحاظ شخصیتی آن فردی نیست که بتواند در مقابل دخالت‌های خارج از دولت به طور کامل ایستادگی کند و از حقوق مردم در برابر رفتارهایی که با منتقدان و مخالفان می‌شود دفاع کند.

ما ۱۲ سال با ایشان در مجلس بودیم. ایشان گاهی بیش از آنکه به فکر ارتقاء جایگاه مجلس باشد به فکر اجرای دستوراتی بود که از این سو و آن سو می‌آمد. مثال واضح آن، موضوع استیضاح وزیر کشور است که اجازه نداد اعلام وصول بشود! چون به او دستور داده بودند که این استیضاح انجام نشود، در حالی که باید می‌گفت مجلس بر این کار اصرار دارد و باید انجام شود. اگر انجام می‌شد آثار خوبی برای کشور پس از حوادث آبان ۹۸ داشت.

نظر شما درباره آقای ظریف چیست؟

آقای ظریف به درد وزارت خارجه  می‌خورد نه ریاست جمهوری. آقای ظریف هم استقامت لازم در برابر دخالت‌های خارج از دولت را ندارد. کسی باید بیاید که محکم و مقتدر در مقابل این دخالت‌ها بایستد تا هرکسی کار خود را انجام بدهد. امروز برخی اصول قانون اساسی کنار گذاشته شده و اجرا نمی‌شود و برای همین است که می‌بینیم همه در کار هم دخالت می‌کنند. شما نگاه کنید مثلا رئیس قوه قضائیه در جلسه شورای اداری استان سمنان که یک کار اجرایی است شرکت می‌کند؛ این یعنی چی؟

مگر رئیس قوه قضائیه می‌تواند در کار اجرایی دخالت کند؟ یا می‌بینیم یک کارخانه‌ای که تعطیل شده است رئیس قوه قضائیه از آن کارخانه بازدید می‌کند و می‌گوید ببینیم چه کاری می‌شود انجام داد. اینها همه از وظایف قوه مجریه است گرچه ممکن است ارتباطی هم با قوه قضائیه داشته باشد. متاسفانه همه در کار هم دخالت می‌کنند. می‌بینیم افتتاح یک پالایشگاه یا یک مجتمع مسکونی توسط یک نظامی انجام می‌شود، در حالی که همه اینها باید زیر مجموعه دولت باشد و اگر هم می‌خواهند کمک کنند باید زیر مجموعه دولت باشند نه اینکه هر کسی برای خودش کار کند. یک دولت مقتدر نیاز است که در برابر این دخالت‌ها بایستد.

برخی تا اسم دولت مقتدر یا رئیس جمهور مقتدر را می‌شنوند بحث دولت و رئیس جمهور نظامی را مطرح می‌کنند و ...

نه، منظور از مقتدر، نظامی‌ نیست. اتفاقا رئیس جمهور نظامی موضوع دخالت‌ها و بی‌اقتداری دولت را تشدید می‌کند.  اصلا صلاح نیست یک نظامی در حالی که نظامی است رئیس جمهور شود. اگر یک نظامی بخواهد رئیس جمهور شود باید از آن نهاد نظامی بیرون بیاید و یا دست کم تعهد بدهد اگر رای آورد از آن نهاد نظامی کاملا جدا شود نه اینکه عضو آن نهاد نظامی باشد و در عین حال رئیس جمهور هم باشد. اصلا معنی ندارد یک رئیس جمهور نظامی داشته باشیم و شبیه پاکستان و ترکیه قدیم بشویم که با هزار زحمت توانستند دولت را از نظامی‌ها پس بگیرند.

این امر موجبات اختلاف در نیروهای نظامی را هم فراهم خواهد کرد. من در زمان آقای احمدی‌نژاد وقتی آقای رستم قاسمی می‌خواست وزیر نفت شود، در جلسه رأی اعتماد به او در مخالفت با او نطق کردم و گفتم اینکه یک نظامی بخواهد وزیر شود غلط است؛ او اگر می‌خواهد وزیر شود باید استعفا دهد. نمی‌شود در حالی که عضو سپاه است وزیر هم باشد؛ نمی‌شود قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی (نفت) در یک جا متمرکز شود. جالب اینجاست که در آن جلسه آقای لاریجانی از ترس اینکه مبادا آقای قاسمی رای نیاورد خودش به عنوان موافق صحبت کرد.به هر حال من از اول مخالف این موضوع بودم و به نظرم اگر یک نظامی می‌خواهد کاندیدا شود باید در صورت رأی آوردن از نهاد نظامی خارج شود.

با توجه به اینکه تعداد کاندیداهای نظامی در حال افزایش است و مشاهده می‌کنیم از سردار دهقان و سعید محمد تا قالیباف و رضایی، تحرکات خود را کلید زده اند، چقدر محتمل می‌دانید که در ۱۴۰۰ یک رئیس جمهور نظامی داشته باشیم؟

من بعید می‌دانم مردم به نظامی‌ها اقبالی نشان بدهند. معتقدم مردم هم رای نخواهند داد و چندان خوششان نمی‌آید که یک نظامی در رأس قوه مجریه قرار بگیرد.

آقای مطهری! شما چندی پیش گفتید FATF در دولت اصولگرا به تصویب می‌رسد، از طرف دیگر الان بحث دولت مقتدر را مطرح می‌کنید. در واقع این تناقض در حرف‌های شما مشاهده می‌شود که اگر دولت همسو با نهادهای حاکمیتی باشد مشکلات رتق و فتق خواهد شد و از سوی دیگر می‌گویید باید مقتدر باشد و در مقابل دخالت‌های خارج از دولت ایستادگی کند.

من البته با این فرض که دولت ترامپ بر سر کار باشد و فشارهای حداکثری ادامه داشته باشد گفتم بهتر این است که یکی از همین تندروها بر سر کار بیاید که خودشان مشکل را رفع کنند و دیگر کسی نباشد که برای دولت مستقر دائما کارشکنی و سنگ‌اندازی کند.

آنها وقتی خودشان مسوول نان و آب مردم باشند مجبور می‌شوند برای رفع مشکلات اقدامی بکنند و برای حل fatf و برجام و حتی رابطه با آمریکا گامی بردارند. اما امروز که بایدن دولت آمریکا را به دست گرفته و شرایط تغییر کرده است بر آن نظر نیستم و معتقدم که بهتر است در ایران یک دولت معتدل روی کار بیاید.

اگر شما بین ابراهیم رئیسی، جلیلی، حسین دهقان، رستم قاسمی، قالیباف و محسن رضایی حق انتخاب داشتید به کدام یک رای می‌دادید؟

هیچکدام.

یعنی رأی نمی‌دهید؟

رأی می‌دهم ولی خط تیره می‌گذارم. ببینید درباره آقای ابراهیم رئیسی باید بگویم من با رئیس جمهور شدن یک شخص روحانی مخالف هستم مگر اضطراراً. به ویژه آنکه تز شهید مطهری همین بود و امام خمینی هم در ابتدا چنین نظری داشتند بعد با شرایطی که به وجود آمد مجبور شدند با ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای موافقت کنند و تازه ریاست جمهوری در آن زمان یک مقام تشریفاتی بود و نخست‌وزیری مقام اجرایی بود.

ثانیا آقای رئیسی در مسند قوه قضائیه قرار گرفته و اصلاحاتی را در این دستگاه آغاز کرده است. ایشان باید کارش را به نهایت برساند. این که افراد از این شاخه به آن شاخه می‌پرند کار درستی نیست. لذا بهتر است ایشان وارد انتخابات نشود. درباره آقای قالیباف هم همین موضوع صادق است. ایشان از مردم برای مجلس رأی گرفته است برای چهار سال آینده. بهتر است این کار را به پایان برساند. اینکه وارد انتخابات ریاست جمهوری شود بی‌احترامی به مردم است.

در مورد آقای جلیلی هم واقعیت این است که من تفکر ایشان را قبول ندارم. افکار سیاسی او منطبق بر واقعیات نیست و به نوعی در عالم رؤیا به سر می‌برند. و بقیه هم که نظامی هستند و من ریاست جمهوری نظامی‌ها را قبول ندارم. بنابراین به هیچ کدام رأی نمی‌دهم.

خیلی‌ها معتقدند علی مطهری در زمینه مسائل سیاسی تغییر کرده است مثل موضوع رابطه با آمریکا یا پیگیری‌ها و اظهار نظرها درباره زندانیان سیاسی و اعتراضات مردمی. آیا شما با ورود به سیاست نظرتان تغییر کرده است؟

من از ورودم به مجلس هشتم نگاهم همین بود و تغییری نکرده است. در داستان رابطه با آمریکا هم من معتقدم ما باید متناسب با رفتار آمریکا عمل کنیم. این طور نیست که تا ابد باید رابطه قطع باشد. از اول انقلاب هم قرار بر قطع رابطه نبود. کار نامعقول و هیجانی تسخیر سفارت و گروگان‌گیری طولانی مدت که متأثر از نفوذ گروه‌های چپ در انقلاب و شاید به تحریک شوروی بود باعث شد که آمریکا رابطه را قطع کند.

اگر رابطه با آمریکا به نفع انقلاب یا به نفع آزادی فلسطین است باید این کار را بکنیم و رنج غیرضروری بر مردم تحمیل نکنیم. به عبارت دیگر هدف را نباید گم کنیم. وضعیت فعلی به نفع اسرائیل است. گاهی اتفاقی می‌افتد که اجتناب‌ناپذیر است. مثلا حمله نظامی رخ داده و بخشی از خاک ما را اشغال کرده‌اند. اینجا هر کاری که لازم است باید انجام دهیم و هر هزینه‌ای بدهیم ارزش دارد و مردم هم ایستادگی می‌کنند. اما زمانی ما یک کارهای هیجانی غیر لازم انجام می‌دهیم که به خاطر آن باید سختی‌هایی را متحمل شویم که اجتناب‌پذیر بوده‌اند.

مانند تسخیر سفارت آمریکا یا حمله به سفارت عربستان. چه ضرورتی وجود داشته. این که با همه درگیر شویم و دور خود دیوار بکشیم و در نتیجه مردم را به زحمت بیاندازیم و دست‌آوردی هم نداشته باشیم معقول نیست. نقدی که من دارم به موارد این چنینی است. اگر رابطه با آمریکا برای کشور و مردم منفعت دارد خب این کار را انجام دهیم و تنها بر اساس تخیلات کشور را اداره نکنیم. مثلا بگوییم چون در شرایطی امام گفته است رابطه با آمریکا بد است ما تا ابد این را ادامه می‌دهیم. باید عاقلانه فکر کنیم. قبلا شرایطی وجود داشته است و امروز شرایط دیگری حاکم است. اصلا هدف ما از انقلاب چه بوده است. لذا باید از آن فضای احساسی دور شویم و به واقعیات نگاه کنیم. آیا این رابطه‌ای که امروز ما با کشورهای عربی داریم درست است؟! همه را از خودمان ترسانده‌ایم و آنها را به دامن اسرائیل انداخته‌ایم.

چرا با مصر رابطه نداریم؟

مثلا ما با مصر سال‌هاست رابطه نداریم. چرا  نباید با این کشور رابطه داشته باشیم؟ یک زمانی این رابطه به دلیل موضوع کمپ دیوید به هم خورد. امروز که دیگر کمپ دیوید موضوعیت ندارد. مصر یک کشور اسلامی مؤثر در دنیای اسلام از نظر فرهنگی و سیاسی است، چرا نباید با آن رابطه داشته باشیم؟

در دنیای اسلام فقط دو تا دوست داریم یکی حزب الله و یکی هم حماس که حماس هم نیم‌بند است، گاهی با عربستان است گاهی با قطر. بعد با این وضعیت می‌خواهیم انقلاب را هم صادر کنیم. معلوم است که نمی‌شود. اصلا بدون اینکه با کشورها رابطه داشته باشیم و آنها را به خود جذب کنیم چطور می‌خواهیم انقلاب را صادر کنیم؟ ما باید کشورهایی مثل عربستان و امارات و بحرین را جذب می‌کردیم و در مقابل آمریکا و اسرائیل قرار می‌دادیم نه اینکه آنها را با اسرائیل متحد و در مقابل خودمان قرار دهیم. همه را از خود طرد کرده‌ایم و می‌خواهیم دنیا را درست کنیم و از سوی دیگر دائما فشار غیرضروری متوجه مردم است. کار این طور پیش نمی‌رود. باید روابط خارجی را اصلاح کنیم.

آقای روحانی هم با همین شعار روی کار آمد اما ...

ایشان از همان ابتدا قافیه را باخت چراکه آنقدر همه جا عقب نشینی کرد که الان دیگر قدرتی ندارد و برای هر کاری باید با چندین جا هماهنگ کند. اما اگر از ابتدا قدرت خود را حفظ می‌کرد، با آن اختیارات و رایی که داشت بهتر می‌توانست عمل کند. شما نگاه کنید ایشان همان ابتدای دولت دوازدهم وقتی می‌خواست فهرست کابینه را تنظیم کند چند جا فرستاد که نظر دهید و کار به جایی رسید که انتخاب برخی وزرای او انتخاب بیستم بود در حالی که فهرست وزرا باید مستقیم به مجلس تحویل داده شود. این که تأیید فلان نهاد و فلان نهاد را بگیرم معنا ندارد. بنابراین خود آقای روحانی از همان اول بند را آب داد و حالا هم قدرت چندانی ندارد. می‌بینیم رئیس جمهور سوریه به ایران دعوت می‌شود اما وزیر خارجه دولت و حتی خود رئیس‌جمهور خبر ندارد. یا مثلا وزیر خارجه می‌خواهد به یک سفر برود به او می‌گویند با چه کسی باید دست بدهی و با چه کسی دست ندهی. این که دیگر دولت نمی‌شود. لذا دولت مقتدر که می‌گویم یعنی این که مقابل این دخالت‌ها بایستد.

انتهای پیام/

منبع: خبرآنلاین


صراط زنجان


بیانیه






جناب رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیم نگاهی به وضعیت اقتصادی کشور و توده‌های مردم مستضعف (وضع بیکاری و خط فقر و کولبران) که حامی کشور، اسلام و انقلاب بوده و هستند کافی‌است تا عرق شرم بر پیشانی انسان از این وضعیت بنشیند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از زنجان، اساتید و طلاب حوزه علمیه استان زنجان، بیانیه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور منتشر کرده‌اند.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرات نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی زید عزهم

با سلام و آرزوی توفیقات الهی؛ در موضوع تعیین میزان فاصله حقوقی کارمندان و مدیران از باب "النَّصِیحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ" توجه شما را به مطالب مهم ذیل جلب می‌کنیم؛

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلَی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ  إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللَّهُ أَوْلَی بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً *﴿النساء، ۱۳۵﴾

عدالت‌خواهی از آرمان‌های بسیار مهم همه انبیاء علیهم السلام و  از مهمترین ارزشهای قرآنی است؛ "لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ" (حدید /۲۵).

اقامه قسط از اولین، مشهورترین و مهم‌ترین برنامه‌های حضرت صاحب الامر[عجل الله تعالی فرجه الشریف] است"یَملَأُ اللهُ بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً" همچنین از اساسی‌ترین اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران است که بارها در بیانات امامین انقلاب منعکس شده است. 

امام خامنه‌ای [دامت برکاته] در ۲۹ بهمن سال ۹۶ در دیدار مردم آذربایجان شرقی فرمودند: «در مورد عدالت ما عقب‌مانده هستیم؛ در این تردیدی نیست؛ خودمان اعتراف می‌کنیم، اقرار می‌کنیم. در دهه‌ی پیشرفت و عدالت بایستی هم در پیشرفت موفّق می‌شدیم، هم در عدالت؛ در پیشرفت به معنای واقعی کلمه موفّق شدیم، واقعاً پیشرفت کردیم و در همه‌ی زمینه‌ها پیشرفت اتّفاق افتاده است؛ [امّا] در زمینه‌ی عدالت، باید تلاش کنیم، باید کار کنیم، باید از خدای متعال و از مردم عزیز عذرخواهی کنیم. درمورد عدالت مشکل داریم و ان‌شاءالله با همّت مردان و زنان کارآمد و مؤمن، در این ناحیه هم پیشرفت خواهیم کرد.

صراط زنجان


#رسوایی

⛔️ استقبال #منافقین از سخنان فائزه هاشمی!


🔸️وقتی از #خط_نفوذ سخن میگوییم، برای شناخت مصادیقش، چندان به آسمان ریسمان بافی و فرافکنی نیازی نیست!

🔸️خداوند رسوایی دیگری برای #برجامیان رقم زد و معلوم شد که آنان تا چه اندازه با #قاتل_شهید_سلیمانی همگرایی دارند!

🔸️دختر مرحوم هاشمی که دولت فعلی محصول طراحی ابوی ایشان بود، رسما آرزو کرده که #ترامپ بر قدرت باقی بماند!

🔸️روزنامه های اعتدالی که به جریان انقلابی تهمت همصدایی با ترامپ را می زدند، خدا رسوایشان کرد!

صراط زنجان



نیروهای مقاومت، جریان مقاومت، جبهه‌ی مقاومت، یعنی این؛ 

یعنی یک حقیقتی به نام اسلام در دوران معاصر سر بلند کرده است که این حرکت عظیم اسلامی، صد سال پیش، پنجاه سال پیش نبود، امروز وجود دارد که گریبان نظام سلطه را محکم می گیرد و برای آزادی و عدالت اقدام می کند؛ این به وجود آمده؛ آنها هر توانی که دارند، می خواهند در مقابل این به خرج بدهند که این را عقب برانند؛ اینجا است که «فَلِذٰلِکَ فَادعُ وَاستَقِم»؛

 هم دعوت لازم است، هم استقامت لازم است؛ مقاومت یعنی این

1398/09/06   بیانات در دیدار بسیجیان


صراط زنجان

 

علت عصبانیت حسن روحانی از آیت الله مصباح چیست؟

سخنان صریح عمار انقلاب درباره نوع تفکر و ارتباطات حسن روحانی

 


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 18 ثانیه 

صراط زنجان


امجد اولین جرقه را روشن کرد

مجموعه عکس نوشته درباره تحلیل موضع غیر انقلابی آقای امجد

ببینید

صراط زنجان


وحید جلیلی یادداشتی درباره نامه اخیر حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها نوشته که در ادامه می‌آید:

 

" اکنون کشور عزیز ما در بن بست و بحرانی از سختی و ناخشنودی دست و پا می زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است". این بخشی از نامه سرگشاده جمعی از اعضای نهضت آزادی در تبیین وضع کشور است.  

 

در همین نامه آمده است : "اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی،...، سیاستهای نابخردانه و بالاخره ناتوانی مسوولین و نادرستی روشهای پیروی شده در سیاست خارجی، کشور پرافتخار ایران را به بدترین انزوای سیاسی انداخته است، بدنامی و بی‌اعتباری بین‌المللی را نصیبمان کرده است و ما را در معرض دائمی توطئه‌های "تلافی گرانه" قرار داده است. علاوه بر اینها از ارتباط و احترام و استفاده از جریانهای بین‌المللی محروم گشته‌ایم."

 

پای این نامه را ؛ مهندس بازرگان ، دکتر یزدی ، مهندس صباغیان ، مهندس معین‌فر و ...امضا کرده اند.

 

جماعتی که امضایشان پای نامه است؛ معتقد بودند فارغ از زندگی دینی ِفردی،  با "دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف" نمی توان حکمرانی درستی داشت. منظور آنها از دانسته هایی از مبادی غیر متعارف، ایمان به محاسباتی در عالم بود که حقایقی مثل خدا وقرآن و  نبوت و امامت را هم در بر می گرفت.

مهم ترین جزء این نامه البته ؛ مهم تر از اسامی معتبرِ امضاکنندگان ؛  تاریخ انتشار آن است: اردیبهشت 1369. به ادعای نهضت آزادی؛ سی سال پیش، جمهوری اسلامی در بن بست و در لبه پرتگاه و در آستانه ویرانی و نابودی بوده است.

 

صراط زنجان